نهى از منكر در جاهليت
در زمان جاهليت، گروهى از جوانان مشرك با هم پيمان بستند كه اجازه ندهند به مسافران مكه تجاوز و ظلمى شود و از هر مظلومى حمايت كنند. در آن روزها كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله هنوز مبعوث نشده بود، در اين حركت مظلوم يابى و ظالم كوبى جوانان مكه شركت كرد و بعد از نبوت فرمود: الان نيز اگر براى دفاع از مظلوم دعوتم كنند، شركت مىكنم.
رابطه توحيد با امر به معروف و نهى از منكر
پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله فرمود: «كلمه لااِلهَ اِلاَّاللَّه عذاب الهى را از انسان دور مىكند؛ به شرط آنكه اين كلمه مبارك مورد تحقير و استخفاف قرار نگيرد.»
مردى از پيامبر عزيز پرسيد: «چگونه ممكن است كلمه توحيد مورد استخفاف قرار گيرد؟!»
فرمود: «اگر گناهان علنى انجام گيرد و كسى گناهكار را نهى نكند و او را تغيير ندهد، به توحيد اهانت شده است.
رابطه نبوت با امر به معروف و نهى از منكر
در سوره اعراف، در شرح وظايف پيامبر اكرم مىخوانيم: «مردم را امر به معروف و نهى از منكر مىكند.»
چه معروفى از يكتاپرستى خداوند مهمتر و چه منكرى از اطاعت طاغوت بدتر است؟ در قرآن
نشانه بهترين امت
قرآن خطاب به مسلمانان مىفرمايد، «شما بهترين امتى هستيد كه بر مردم ظاهر شدهايد؛ به شرط آنكه امر به
معروف و نهى از منكر كنيد.»
قرآن با آنكه بارها از اهل كتاب به خاطر تعصبات نابجا و تحريفهاى نامشروع و توقعات بيهوده انتقاد كرده، اما از گروهى از آنان به خاطر ايمان و تلاوت آيات الهى و امر به معروف و نهى از منكر ستايش كرده است.
امر به معروف كارى است كه خداوند انجام مىدهد : اِنَّ اللَّهَ يَأمُرُ بِالعَدْلِ و اْلاِحْسانِ
همانا كه امر به منكر كار شيطان است:
الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ و يَأْمُرُكُم بِالْفَحْشاء امر به معروف وظيفه عمومى است كه قرآن مىفرمايد: تمام مردان و زنان با ايمان نسبت به يكديگر حق ولايت دارند كه يكديگر را به معروف وادار كنند و از منكر باز دارند و نماز به پا دارند و زكات بپردازند.
آنچه در اين آيه جلب توجه مىكند، چند نكته است:
1) از آغازِ تكليف، همه مردم از هر سن و صنف و نژادى كه باشند، بر ديگر مؤمنان حق ولايت دارند؛ يعنى امر و نهى آنان بر اساس حق ولايتى است كه خداوند قرار داده است و هرگز نام دخالت بى جا، مزاحمت و فضولى بر اين كار روا نيست.
2) مقام ايمان است كه به مسلمانان اين حق را مىدهد و اين حق براى ساير مردم وجود ندارد.
3) هميشه امر به معروف، مقدم بر نهى از منكر به كار رفته است تا به ما بفهماند كه كارها را از راه مثبت پيگيرى كنيد و در جامعه، تنها انتقاد كننده نباشيد.
4) در اين آيه، امر به معروف و نهى از منكر قبل از نماز و زكات مطرح شده است، زيرا اقامه نماز و اداى زكات نياز به يك سلسله تبليغات دارد كه همان امر به معروف است؛ براى مثال، در مقدمه نماز وقتى با بهترين و رساترين صدا مىگوييم: «حَىّ على الصّلوة»، اين كلام خود امر به معروف است كه بر نماز مقدم شده است. قرآن، خود اقامه نماز را نهى از منكر مىداند؛ آنجا كه مىفرمايد:
«اِنَّ الصَّلوةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ و الْمُنكَرِ» 5) گرچه بايد به اولويتها توجه داشت، اما آنچه مورد پسند اسلام است، سفارش به تمام معروفها و جلوگيرى از همه منكرات است.
به عبارت ديگر، زمانى ما به جامعه دلخواه مىرسيم كه :
1) مرد و زن هر دو قيام كنند.
2) بر اساس ولايت و محبت امر و نهى كنند.
3) از خوبيها شروع كنند.
4) به همه نقاط مثبت و منفى توجه كنند.
اين وظيفه عموم مسلمانان بود؛ اما از برخى آيات استفاده مىشود كه براى اين دو فريضه بزرگ، گروه ويژهاى نيز لازم است.
برگرفته از سایت: قرائتی
امر به معروف و نهي از منكر
ريشههاى فطرى و غريزى امر به معروف و نهى از منكر
تمام پدران و مادران در طول تاريخ، فرزندان خود را به كارهايى واداشته و از كارهايى نهى كردهاند بنابراين، مسأله امر و نهى و تشويق و هشدار، ريشه در درون هر انسانى دارد و مربوط به زمان و مكان و يا نژاد و منطقه خاصّى نمى شود.هر مسألهاى اين گونه فراگير باشد، نشانه از فطرى بودن آن دارد.
جايگاه امر به معروف در قرآن
مسأله امر به معروف از همان روزهاى اول بعثت در مكّه مورد عنايت اسلام بوده است.بعنوان مثال در سوره والعصر كه شعار مسلمانان به هنگام جدايى از يكديگر بود و در اوائل بعثت در مكه نازل شده است، در جمله : تَواصَوْا بِالْحَقِّ و تَواصَوْا بِالصَّبْرِ، اشاره به امر به معروف مىكند.
![]()
الهی شاد بدانیم که اول تو بودی و ما نبودیم، کار تو در گرفتی و ما نگرفتیم، قسمت خود نهادی و رسول خود فرستادی.
الهی یاد تو در میان دل و زبان است و مهر تو میان سر و جان .
الهی از نزدیک نشانت می دهند و بر تر از آنی و دورت پندارند و نزدیکتر از جانی، موجود نفسهای جوانمردانی، حاضر دلهای ذاکرانی، ملکا تو آنی که خود گفتی و چنانکه گفتی آنی .
الهی روزگاری ترا می جستم خود را می یافتم، اکنون خود را میجویم و ترا می یابم .
الهی تا از مهر تو اثر آمد، دیگر مهر ما بسر آمد .
الهی ای مهربان فریاد رس، عزیز آن کس که او با تو یک نفس، نفسی که آنرا حجاب ناید از پس ![]()
![]()
********************************************************![]()
زندگی را می توان درغنچه ها تفسیر کرد
با نگاه سبز باران عشق را تعبیر کرد
زندگی راپر ز احساس کبو تر ها نمود
کینه را با نگاه ساده ای زنجیر کرد
همچو شبنم چشم را درچشم شقایهاگشود
طرح یک لبخند را بر برگ گل تصویر کرد
زندگی را می توان در خلوت هر صبحدم
با وضوئی با دعایی با خدا تقدیر کرد
کاش میشد لحظه ها را قاب کرد
روزهای تیره را خواب کرد....
***************************************************************![]()
اگر روزی دشمن پیدا كردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی! اگر روزی تهدیدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست! اگر روزی تركت كردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد
-----------
****************************************************************![]()
یار من ، در سفر عشق خطر باید کرد
سینه را بر سر مقصود سپر باید کرد
از شب و ظلمت و ظلم نباید ترسید
تا به خورشید فقط ذکر سحر باید کرد
به حساب دل از این راه خبر باید داشت
و جهان را هم از این راز خبر باید کرد
موج در موج اگر شاهد دریا باشیم
قطره قطره ز دل دوست اثر باید کرد
از سفر جز هنر عشق نباید آموخت
از دل خود به دل دوست سفر باید کرد
یارمان، چرخ به دلخواه نخواهد چرخید
تا بدانی به چه تدبیر هنر باید کرد
فتح این قله آزاد به آسانی نیست
یارمان، در سفر عشق خطر باید کرد
*************************************************************![]()
به انتظار نشستم کزان گلی بدمد*****
*****تو در زدی و گل انتظار آوردی
در غبار های به جا مانده از سکوت،
در خلوت یاس های پر احساس،
کنار آینه هایی از جنس باران،
هر کجا که تنهایی می شکند ،
هر کجا که اولین فرشته خدا را صدا می زند،
روی زمزمه گل های سرخ،
مثل همیشه به دنبال تو می گردم
السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک ![]()
ای ماه خدا! در تقویم دل ما خاطره هیچ ماهی به سرخی تو نیست! سلام خدا بر تو و بر ستارگانی که بر گردت حلقه زده اند! و سلام خدا بر خورشید فروزانی که در خود جای داده ای! ای ماه خون! بار دیگر از راه میرسی و با نسیم گرم کربلایی، قصه آلاله های سرخ را به گوش جان می رسانی. دوباره سکوت تاریخ را درهم می شکنی و بغض ناله را از تنگنای حنجره ها آزاد می کنی. بانگ چاووش کاروانت به گوش می رسد و شیدائیان را دوباره به مهمانی شور و حماسه فرا می خواند و جان عشاق را از جام گریه سرمست می کند.
![]()
سلام بر حسین! که دلیری و آزادگی از قامت بلندش روئید و عشق از نامش حرمت یافت. سلام بر حسین! سالار همه ناشران عقیده و جهاد و سلام برحسین سرو بلند و آزادی و معرفت که از ذلت بیزار است و عاشق آزادی است. ![]()
حسین، عاشورا را آفرید و عاشورا حسینیان زمانه را، حسین خود را در بلا افکند تا ولا و ولایت به معنا بنشیند «البلاء للولا» با خون حسین تفسیر شد و مسجدالاقصی و کعبه هدی با خون حسین بقا یافت. حسین چون کتابی بی شیرازه، جسمش را به دم تیغ جباران سپرد تا شیرازه قرآن را مستحکم گرداند. حسین با خون خود عدالت، مظلومیت و عبودیت را عاشقانه تعبیر
حسین همه را به تلاش و مبارزه برای دستیابی به حقیقت زندگی فرا
یا حسین
یا حسین
یا حسین ![]()
موسم حج، «بهار ايمان» است و عرفه، روز عرفان و عرفات، کانون همایش عارفان.
نهم ذیحجه روز عرفه است؛ روز دعا و نیایش. آسمان دلها ابری شده و تنها باران اشک نیایش است که شکوفه های دل را وا می کند. و عرفات، میزبان نگین سلیمانیِ هستی، حضرت اباعبدالله الحسین(ع) است که حج نیمه تمام خود را در این صحرا با نیایش کامل میکند؛ دعا میخواند و اشک می ریزد و صحرا، دل نگران کاروانیانی است که آن جا بیتوته کرده اند و راه کربلا را در پیش می گیرند.
عرفه با عاشورا آشناست و هر دوی آنها صدای مناجات حسین (ع) را در دل خود زنده نگه داشته اند. ![]()
عيد سعيد قربان مبارك باد ![]()
يا امام رضا اگه گنهکارم دلخوشيم اينه آقا دوست دارم
دوست دارم با ياد تو صفا کنم روز و شب اسم تو رو صدا کنم
با تموم نفسم داد بزنم نام دلربات و فرياد بزنم
حرم و صحن و سرات بهشت من عشق تو تموم سرنوشت من
هر کسی زائر مشهدت بشه مهمون کنار مرقدت بشه
هر چی از شما بخواد بهش ميدی چی ميشه آقا به من نيگا کنی
مس قلب تيرم و طلا کنی همه درا بروم بسته شده
دلم از دست غما خسته شده تويی که تنها تو دنيا می تونی
غم و از نگاه سردم بخونی آقا جون به غير تو هيچ کس ندارم
غير از اينجا جائی دسترس ندارم با هزار اميد به اينجا اومدم
تورو جون مادرت مکن ردم به جوادت که يکی يک دونته
کوثر دوم و ماه خونته کمتر از آهو منو حساب نکن
از در خونت منو جواب نکن ![]()
شکوفه های نگاه تو ای دوست ![]()
شکوفه های نگاه توست که عطر خاطره های دور را به يادم می آرد
سخاوت دستهای زيبای توست که گل عشق در باغچه خانه مان می کارد
واژه های قشنگ و پر معنای توست که در دفتر عشقم به يادگار می ماند
اندوه از دست دادن توست که غبار مرگ بر دلم می افشاند
انديشيدن به چشمان بي پرواي توست که خواب ناز را از ديدگانم می ربايد
پيوند دستهای من و توست که شوق زندگي در دلم می روياند
وعده های پر اميد توست که برايم نويد خوشبختی به ارمغان می آرد
شبنم اشکهای توست که بر چهره ام گلهای غم می کارد
صدای آشنای توست که مرا پيوسته به سوی خود میخواند
ای دوست ای دوست![]()
سازندهترين كلمه گذشت است ... آن را تمرين كن. پرمعنيترين كلمه ما است ... آن را به كار ببر. عميقترين كلمه عشق است ... به آن ارج بنه. بي رحمترين كلمه تنفر است ... از بين ببرش. سركشترين كلمه حسد است ... با آن بازي نكن. خودخواهانهترين كلمه من است... از آن حذر كن. ناپايدارترين كلمه خشم است... آن را فرو ببر. بازدارنده ترين كلمه ترس است ... با آن مقابله كن. با نشاطترين كلمه کار است ... به آن بپرداز. پوچ ترين كلمه طمع است ... آن را بكش ![]()